Search your favorite song for free

1. شجریان - ببار ای بارون ببار

شجریان - ببار ای بارون ببار

" از آلبوم "شب سکوت کویر محمد رضا شجریان | کیهان کلهر | علی معلم دامغانی ببار ای بارون ببار با دلُم گریه كن، خون ببار در شبای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون دلا خون شو خون ببار بر كوه و دشت و هامون ببار دلا خون شو خون ببار بر كوه و دشت و هامون ببار به سرخی لبای سرخ یار به یاد عاشقای این دیار به داغ عاشقای بی مزار ای بارون ببار ای بارون ببار با دلُم گریه كن، خون ببار در شبای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون ببار ای ابر بهار با دلُم به هوای زلف یار داد و بیداد از این روزگار ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون ببار ای بارون ببار با دلُم گریه كن، خون ببار در شبای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون دلا خون شو خون ببار بر كوه و دشت و هامون ببار دلا خون شو خون ببار بر كوه و دشت و هامون ببار به سرخی لبای سرخ یار به یاد عاشقای این دیار به داغ عاشقای بی مزار ای بارون ببار ای بارون ببار با دلُم گریه كن، خون ببار در شبای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون با دلُم گریه كن، خون ببار در شبای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

nothing at of , which is


2. معین - تنهای تنها

معین - تنهای تنها

همه رفتن کسی دور و برم نیست چنین بی کس شدن در باورم نیست اگر این آخرای عاقبت بود که جز افسوس هوایی در سرم نیست همه رفتند کسی با ما نموندش کسی خط دل مارا نخوندش همه رفتند ولی این دل مارا همون که فکر نمی کردیم سوزوندش چه حاشا تقه ای بر در نخورده که آیا زنده ایم یا جون سپرده چه حاشا صحبتی ، حرفی، کلامی که جزو رفته هاییم، ما نمرده عجب بالا و پائین داره دنیا عجب این روزگار دل سرده با ما یه روز دور و برم صدتا رفیق بود منو امروز ببین تنهای تنهام خیال کردم که این گوشه کنارا یکی داره هوای کار مارا یکی هم این میون دل سوز ما هست نداره آرزو آزار مارا عجب بالا و پائین داره دنیا عجب این روزگار دلسرده با ما یه روز دور و برم صدتا رفیق بود منو امروز ببین تنهای تنهام تنهای تنهام

nothing at of , which is


3. همايون شجريان - یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

همايون شجريان - یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

دیوان حافظ غزل شماره ۱۳۸: عزل یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد با صدای همايون شجريان، سنتور سیامک آقایی و تمبک پدرام خاور زمینی یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غم دیده ی ما شاد نکرد یاد باد آنکه ، یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غم دیده ی ما شاد نکرد دل به امید صدایی که مگر در تو رسد ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غم دیده ی ما شاد نکرد دل به امید صدایی که مگر در تو رسد ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد دل به امید صدایی که مگر در تو رسد ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد مطربا ، مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق که بدین راه بشد ، که بدین راه بشد یار و زما یاد نکرد که بدین راه بشد یارو زما یاد نکرد https://www.facebook.com/sepidedam

nothing at of , which is


4. شهرام ناظری - دلا نزد کسی بنشین

شهرام ناظری - دلا نزد کسی بنشین

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد ترازو گر نداری پس تُرا زو ره زند هر کس یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد تو را بر در نشاند او به طراری که می آیم تو منشین منتظر بر در ، که آن خانه دو در دارد به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد نه هر کلکی شکر دارد ، نه هر زیری زبر دارد نه هر چشمی نظر دارد ، نه هر بحری گوهر دارد بنال ای بلبل دستان ، ازیرا ناله مستان میان صخره و خارا اثر دارد ، اثر دارد بنه سر گر نمیگنجی ، که اندر چشمه سوزن اگر رشته نمیگنجد ازآن باشد که سر دارد چراغ است این دل بیدار، به زیر دامنش می دار از این باد و هوا بگذر، هوایش شور و شر دارد چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه ای گشتی حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی که میوهی نو دهد دایم درون دل سفر دارد مثنوی

nothing at of , which is


5. فرهاد - یه شب مهتاب

فرهاد - یه شب مهتاب

یه شب مهتاب ماه می‌آد تو خواب منو می‌بره ، کوچه به کوچه باغ انگوری ، باغ آلوچه دره به دره ، صحرا به صحرا اون­جا که شبا ، پشت بیشه‌ها یه پری می‌آد ، ترسون و لرزون پاشو می‌ذاره ، تو آب چشمه ، شونه می‌کنه ، موی پریشون یه شب مهتاب ماه می‌آد تو خواب منو می‌بره ته اون دره اون‌جا که شبا یکه و تنها تک درخت بید شاد و پرامید می‌کنه به ناز دستشو دراز که یه ستاره ، بچکه مثل ، یه چیکه بارون یه جای میو‌ش ، سر یه شاخش ، بشه آویزون یه شب مهتاب ماه می‌آد تو خواب منو می‌بره از توی زندون مثل شب‌پره با خودش بیرون می‌بره اون‌جا که شب سیا تا دم سحر شهیدای شهر با فانوس خون جار می‌کشن تو خیابونا سر میدونا عمو یادگار ، مرد کینه‌دار مستی یا هوشیار ، خوابی یا بیدار مستیم و هوشیار ، شهیدای شهر خوابیم و بیدار ، شهیدای شهر آخرش یه شب ، ماه می‌آد بیرون از سر اون کوه ، بالای دره ، روی این میدون ، رد می‌شه خندون

nothing at of , which is


6. فریدون اسرایی - گل هیاهو

فریدون اسرایی - گل هیاهو

های خوشگل عاشق آهای عمر دقایق آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق آهای ای گل شب‌بو آهای گل هیاهو آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو دلم لاله عاشق آهای بنفشه تر نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم بگو با من عاشق چرا برات زیادم آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار اگه دست توی دستام نذاری خدانگهدار خدانگهدار... خدانگهدار... خدانگهدار... خدانگهدار... دلت یاس پراحساسه آی مریم نازم تا اون روزی که نبضم بزنه ترانه‌سازم برات ترانه‌سازم تو آهنگی و سازم بیا برات میخوام از این صدا قفس بسازم آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق آهای ای گل شب‌بو آهای گل هیاهو آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو دلم لاله عاشق آهای بنفشه تر نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم بگو با من عاشق چرا برات زیادم آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار اگه دست توی دستام نذاری خدانگهدار خدانگهدار... خدانگهدار... خدانگهدار... خدانگهدار...

nothing at of , which is


7. رشید بهبودف - کوچه لره سو سپمیشم

رشید بهبودف - کوچه لره سو سپمیشم

موسیقی محلی آذربایجانی به نام ” کوچه لره سو سپمیشم ” از آلبوم : بیاض گجه لر خواننده : رحیم شهریاری نوازنده تار: محمد حسین عمرانی فر نوازنده پیانو: پیمان حمیدی کوچه لره سو سپ میشم یار گلنده توز اولماسون هله گلسین هله گتسین آرالیخدا سوز اولماسون ساما وارا اوت سالمیشام ایستکنه قند سالمیشام یاریم گدیپ تک گالمیشام نه عزیز دیر یارین جانی نه شیرین دیر یارین جانی کوچه لره سو سپ میشم یار گلنده توز اولماسون هله گلسین هله گتسین آرامیزدا سوز اولماسون. ترجمه: کوچه را آب و جارو کرده ام تا وقتی یارم می آید گرد و خاک نباشد طوری بیاید و برود که هیچ حرف و حدیثی در میان نماند. سماور را آتش کرده ام. قند در استکان انداخته ام. یارم رفته و من تنها مانده ام چه قدر خاطر یار عزیز است. چه قدر خاطر یار شیرین است. کوچه را آب و جارو کرده ام تا وقتی یارم می آید گرد و خاک نباشد طوری بیاید و برود که هیچ بگو مگو یی میان ما در نگیرد.

nothing at of , which is


8. شهرام ناظری - در هوایت بی‌قرارم روز و شب

شهرام ناظری - در هوایت بی‌قرارم روز و شب

■اجرا و متن کامل آهنگ در ادامه■ دیوان شمس - غزلیات, از مولوی در هوایت بی‌قرارم روز و شب سر ز پایت برندارم روز و شب روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کی گذارم روز و شب جان و دل از عاشقان می‌خواستند جان و دل را می‌سپارم روز و شب تا نیابم آن چه در مغز منست یک زمانی سر نخارم روز و شب تا که عشقت مطربی آغاز کرد گاه چنگم گاه تارم روز و شب می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود تا به گردون زیر و زارم روز و شب ساقیی کردی بشر را چل صبوح زان خمیر اندر خمارم روز و شب ای مهار عاشقان در دست تو در میان این قطارم روز و شب می‌کشم مستانه بارت بی‌خبر همچو اشتر زیر بارم روز و شب تا بنگشایی به قندت روزه‌ام تا قیامت روزه دارم روز و شب چون ز خوان فضل روزه بشکنم عید باشد روزگارم روز و شب جان روز و جان شب ای جان تو انتظارم انتظارم روز و شب تا به سالی نیستم موقوف عید با مه تو عیدوارم روز و شب زان شبی که وعده کردی روز وصل روز و شب را می‌شمارم روز و شب بس که کشت مهر جانم تشنه است ز ابر دیده اشکبارم روز و شب http://PersianIcons.Org http://Sepidedam.Org http://Sepidedam.Com http://Sepidedam.info http://Sepidedam.net http://Sepidedam.tumblr.com http://soundcloud.com/Sepidedam http://soundcloud.com/Sepidedam-2

nothing at of , which is


9. هایده - سیاه چشمون

هایده - سیاه چشمون

ترانه سرا : لیلا کسری (هدیه) آهنگساز : صادق نوجوکی تنظیم کننده :صادق نوجوکی خواننده : هایده سال انتشار : ۱۳۶۵ سیاه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه وفا نیست سیاه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست پریشونت شدم میدونی واست همه چیمو باختم واسه دوست داشتنت طاقتم دیگه بیشتر از اینا نیست تو این غربتی که هستم دارم میمیرم حالیت نیست بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست تو این غربتی که هستم دارم میمیرم حالیت نیست بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست حالیت نیست , حالیت نیست , حالیت نیست سیاه چشمون قسم خوردی که جز مال من نباشی قسم خوردی که اینجور غافل از حال من نباشی سیاه چشمون قسم خوردی که جز مال من نباشی قسم خوردی که اینجور غافل از حال من نباشی تو این غربتی که هستم دارم میمیرم حالیت نیست بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست تو این غربتی که هستم دارم میمیرم حالیت نیست بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست حالیت نیست , حالیت نیست , حالیت نیست هنوز یار تو هستم حالیتم نیست به هیچکی دل نبستم حالیتم نیست سیاه چشمون میخوام حالمو بپرسی بشی مهمون احوالمو بپرسی نگفتی نکنه خونش خرابه ندیدنم واسش رنجو عذابه نگفتی که غریب این ولایت تموم زندگیش نقش بر آبه تموم زندگیش نقش بر آبه تو این غربتی که هستم دارم میمیرم حالیت نیست بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست تو این غربتی که هستم دارم میمیرم حالیت نیست بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست حالیت نیست , حالیت نیست , حالیت نیست سیاه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه وفا نیست سیاه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست پریشونت شدم میدونی واست همه چیمو باختم واسه دوست داشتنت طاقتم دیگه بیشتر از اینا نیست تو این غربتی که هستم دارم میمیرم حالیت نیست بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست تو این غربتی که هستم دارم میمیرم حالیت نیست بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست حالیت نیست , حالیت نیست , حالیت نیست حالیت نیست , حالیت نیست https://www.facebook.com/sepidedam

nothing at of , which is


10. عبدالحسین مختاباد - تا کی به تمنای وصال تو یگانه

عبدالحسین مختاباد - تا کی به تمنای وصال تو یگانه

تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه ای تیره غمت را دل عشاق نشانه جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه رفتم به در صومعه عابد و زاهد دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد در میکده رهبانم و در صومعه عابد گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه روزی که برفتند حریفان پی هر کار زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار من یار طلب کردم و او جلوه گه یار حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار او خانه همی جوید و من صاحب خانه هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو در میکده و دیر که جانانه تویی تو مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه عاقل به قوانین خرد راه تو پوید دیوانه برون از همه آئین تو جوید تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه بیچاره بهایی که دلش زار غم توست هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست امید وی از عاطفت دم به دم توست تقصیر "خیالی" به امید کرم توست یعنی که گنه را به از این نیست بهانه "شیخ بهایی" ________________ A classic Persian song - in which the singer is describing his longing for and his devotion to his (spiritual) love. The lyrics are by Iranian scientist, philosopher and poet Sheikh Bahaii (1546-~1620 A.D.) Voice by Abdolhossein Mokhtabad (Iranian singer) A translation of the lyrics (by M. Dilmaghani): ----- So long, in plead of unison with thee my eyelids are drowned in the deluge of tear. So long, in plead of unison with thee, Thou, the sole beloved! The arrow of thy sorrow pierced all lovers' heart... For how long, how long shall we be kept apart? We are countless, all occupied by thy thought Helas! thou be'est concealed of our sight. Thou, the sole beloved! The bird found thy fine face in every turf The butterfly enlightened in core of the flame The mystic recognized thy essence In every scene and each face. It means that one can see thee at every glance, In every instance. It means that I am not mad that I knock every door, I knock every door. In every sea I dive, thou be'est the sole host. In every route I walk, thy shine is the lone light, In the tavern and mosque thou be'est the only Lord, Thou be'est the only Lord. Thou be'est the destination, thou be'est the pledge. The reason is thee when I wander drunk, The reason is thee when I meet with the monk, The reason is thee when I am praying in the mosque. They are all pleas and thou be'est the pledge. Thou be'est the sole pledge. The reason is thee when I wander drunk, The reason is thee when I meet with the monk, The reason is thee when I am praying in the mosque. They are all pleas and thou be'est the pledge. Thou be'est the sole pledge.

nothing at of , which is


11. مستان و همای - مه پاره

مستان و همای - مه پاره

http://soundcloud.com/Sepidedam شیرین لبی شیرین تبـار ... مست و مـی آلود و خمار مـه پـاره ای بی بند و بار ... بـا عشوه های بی شمار هم کرده یـــاران را ملـول ... هـم بــرده از دلهــــا قـــرار مجموع مـه رویـــان کنــار ... تـو یــار بــی همتـــا کنــار زلفت چو افشان میکنی ... مــا را پریشـــان میکنــی آخــر من از گیســوی تــو ... خـود را بیاویــــزم بــــه دار یاران هــوار ، مردم هــوار ... از دست این بی بند و بار از دست این دیـوانــــه یار ... از کـــف بــــدادم اعتبــــار می میزنـم ، می میزنـم ... جـــام پیاپــی می زنــــم هی میزنم هی میزنم بی اختیار کندوی کامت را بیار، بر کام بیمارم گذار، تا جان فزاید جان تو بر جان این دلخسته بشکسته تار شیرین لبی شیرین تبـار ... مست و مـی آلود و خمار مـه پـاره ای بی بند و بار ... بـا عشوه های بی شمار هم کرده یـــاران را ملـول ... هـم بــرده از دلهــــا قـــرار مجموع مـه رویـــان کنــار ... تـو یــار بــی همتـــا کنــار زلفت چو افشان میکنی ... مــا را پریشـــان میکنــی آخــر من از گیســوی تــو ... خـود را بیاویــــزم بــــه دار http://PersianIcons.Org http://Sepidedam.Com http://Sepidedam.Org http://Sepidedam.info http://Sepidedam.net http://Sepidedam.tumblr.com

nothing at of , which is


12. محمدرضا شجریان - ز من نگارم

محمدرضا شجریان - ز من نگارم

دستگاه : ماهور آهنگساز: غلامحسین درویش خان ترانه سرا: محمد تقی ملک الشعرای بهار زمن نگارم حبیبم خبر ندارد عزیزم آخ به حال زارم حبیبم نظر ندارد خبر ندارم من از دل خود حبیبم من (دل من از من عزیزم خبر ندارد عزیزمن آخ (2)) (کجا رود دل عزیز من، آخ که دلبرش نیست(۲)) (کجا پرد مرغ حبیبم که پر ندارد(2)) (امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق (۲)) (که غیر خون جگر ندارد(۲)) همه سیاهی حبیبم همه تباهی عزیزم من آخ مگر شب ما حبیبم سحر ندارد (امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق (۲)) (که غیر خون جگر ندارد(۲)) همه سیاهی حبیبم همه تباهی عزیزم من آخ مگر شب ما حبیبم سحر ندارد جز انتظار و جز استقامت عزیزم من (وطن علاج دگـــر ندارد(2)) (بهار مضطر حبیبم من آخ منال دیگر (2)) که آه و زاری حبیبم اثر ندارد عزیزم آخ (3))

nothing at of , which is


13. همایون شجریان - تو کیستی

همایون شجریان - تو کیستی

ترانه : تو کیستی خواننده : همایون شجریان آهنگساز : محمد جواد ضرابیان شاعر : فریدون مشیری تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم تو چیستی که من از موج هر تبسم تو بسان قایق سرگشته روی گردابم! تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟ تو را کدام خدا؟ تو از کدام جهان؟ تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟ تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟ تو از کدام سبو ؟ من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه کدام نشأه دویده ست از تو در تن من؟ که ذره های وجودم تو را که می بینند به رقص می آیند سرود می خوانند چه آرزوی محالی ست زیستن با تو مرا همین بگذارند یک سخن با تو : به من بگو که برو در دهان شیر بمیر بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف! ستاره ها را از آسمان بیار به زیر؟ ترا به هرچه تو گویی، به دوستی سوگند هر آنچه خواهی از من بخواه، صبر مخواه . که صبر، راه درازی به مرگ پیوسته ست تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه تو دوردست امیدی و پای من خسته ست همه وجود تو مهر است و جان من محروم چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است https://www.facebook.com/sepidedam

nothing at of , which is


14. سیاوش قمیشی - نوازش

سیاوش قمیشی - نوازش

میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم می فهمی چی میگم بهت می بینی خستگیمو میشه بذارم پیش تو چند روزی زندگیمو میشه بشینی پیشم و یه شعر برام بخونی امشب یه کم تنها شدم میشه پیشم بمونی ... انگار یه بغضی تو گلوم داره شکسته میشه اینجوری که پلکای تو هی باز و بسته میشه میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم... میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم می فهمی چی میگم بهت می بینی خستگیمو میشه بذارم پیش تو چند روزی زندگیمو میشه بشینی پیشم و یه شعر برام بخونی امشب یه کم تنها شدم میشه پیشم بمونی ... انگار یه بغضی تو گلوم داره شکسته میشه اینجوری که پلکای تو هی باز و بسته میشه میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم... میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم...

nothing at of , which is


15. سالارعقیلی - مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت

سالارعقیلی - مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت

اجرای غزل ۹۱ از دیوان حافظ آواز : سالار عقیلی آهنگ و سنتور : سیامک آقایی تمبک : پدرام خاور زمینی مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت خرابم می‌کند هر دم فریب چشم جادویت پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم که جان را نسخه‌ای باشد ز لوح خال هندویت تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت

nothing at of , which is


16. شاهرخ - دو تا چشم رطب داری

شاهرخ - دو تا چشم رطب داری

رو نینیه چشات خيسه / آدم ميترسه بنويسه ميترسه پاش به دل واشه / آدم بيخود خاطرخواه شه دو تا چشم رطب داري / از عشق هميشه تب داري چشات از جنس مرغوبه / چقدر حال چشات خوبه چشات از جنس مرغوبه / چقدر حال چشات خوبه تو چشمات توت تر داري / خودت حتما"خبر داري تو چشمات توت تر داري / خودت حتما"خبر داري چشات گفتن که بشکن من شکستم، شک نکردم هزار بار مردم و ميميرم و باز، ترک نکردم چشات از جنس مرغوبه / چقدر حال چشات خوبه چشات از جنس مرغوبه / چقدر حال چشات خوبه چشات رنگش لعاب داره / رو موجاش التهاب داره ولي بي دين لامذهب / زيارتش ثواب داره https://www.facebook.com/Sepidedam

nothing at of , which is


17. محسن نامجو - جبرجغرافیایی

محسن نامجو - جبرجغرافیایی

یک روز از خواب پا می شی می بینی رفتی به باد هیچ کس دور و برت نیست همه رو بردی ز یاد چند تا موی دیگه ات سپید شد ای مرد بی اساس جشن تولد تو باز مجلس عزاس بریدی از اساس قوز پشتت بیشتر شد شونه هات افتاده تر پیرامونت رو ببین با دقت می سوزن خشک و تر اینکه زاده آسیایی و می گن جبر جغرافیایی اینکه لنگ در هوایی و صبحونت شده سیگار و چایی ای عرش کبریایی چیه پس تو سرت کی با ما راه میایی جون مادرت اینکه زاده آسیایی و می گن جبر جغرافیایی اینکه لنگ در هوایی و صبحونت شده سیگار و چای ای عرش کبریایی چیه پس تو سرت کی با ما راه میایی جون مادرت

nothing at of , which is


18. گلشیفته فراهانی - شهزاده ی قصه ی من

گلشیفته فراهانی - شهزاده ی قصه ی من

■ متن و اجرا در ادامه ■ یه شب تو خواب وقت سحر شهزاده ای زرین کمر نشسته بر اسب سپید میومد از کوه و کمر میرفت و آتش به دلم ، میزد نگاهش میرفت و آتش به دلم ، میزد نگاهش کاشکی دلم رسوا بشه ، دریا بشه ، این دو چشم پر آبم روزی که بختم باز بشه ، بی یار بشه ، اون که اومد به خوابم شهزادهء رویای من شاید تویی اون کس که شب در خواب من آید تویی تو از خواب شیرین ناگه پریدم او را ندیدم دیگر کنارم بخدا جانم رسیده از غصه بر لب هر روز و هر شب در انتظارم بخدا کاشکی دلم رسوا بشه ، دریا بشه ، این دو چشم پر آبم روزی که بختم باز بشه ، بی یار بشه ، اون که اومد به خوابم میرفت و آتش به دلم ، میزد نگاهش میرفت و آتش به دلم ، میزد نگاهش میرفت و آتش به دلم ، میزد نگاهش میرفت و آتش به دلم ، میزد نگاهش http://PersianIcons.Org http://Sepidedam.Org http://Sepidedam.Com http://Sepidedam.info http://Sepidedam.net http://Sepidedam.tumblr.com http://soundcloud.com/Sepidedam http://soundcloud.com/Sepidedam-2 http://soundcloud.com/sepidedam-3

nothing at of , which is